شجاع

315

أنيس الناس ( فارسى )

اين جوابات قياسى راست كرد * پيش آن رنجور شد آن نيك‌مرد گفت چونى ؟ گفت مردم ! گفت شكر ! * شد ازين رنجور پرآزار و فكر كين چه شكرست او مگر با ما بدست * گر قياسى كرد پس كج آمدست بعد از ان گفتش چه خوردى گفت زهر * گفت نوشت باد ! افزون گشت قهر بعد از ان گفت از طبيبان كيست او * كه همىآيد به چاره پيش تو ؟ گفت عزرائيل مىآيد برو * گفت پايش بس مبارك شاد شو ! گر برون آمد بگفت او شادمان * شكركش كردم مراعات اين زمان گفت رنجور اين عدوى جان ماست * ما ندانستيم كو كان خطاست خاطر رنجورجويان صد سقط * تا كه پيغامش كند از هرنمط چون كسى كه خورده باشد آش بد * مىبشوراند دلش تا قى كند